ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
10
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) مدينه سرزمين برهنه و خشك است و حال آنكه اگر بدانند مدينه براى ايشان بهتر است ، هر كس با سختى و گرفتارى مدينه بسازد و صبر كند من روز قيامت شاهد و شفيع او خواهم بود . عمرو بن عاصم كلابى از سليمان بن مغيرة ، از هشام بن عروة نقل مىكند * صفيه دختر عبد المطلب با دو پارچه آمد و مىخواست برادر خود حمزه را در آن دو پارچه كفن كند ، گويد : رسول خدا ( ص ) به زبير بن عوّام كه پسر صفيه بود فرمود : مواظب اين بانو باش ، زبير به استقبال مادر خود رفت كه او را برگرداند ، صفيه گفت : اگر چنين كنى از تو راضى نخواهم بود و الهى بى مادر شوى و خود را كنار جسد حمزه رساند كه مردى ديگر از انصار هم كنار او شهيد شده و به زمين افتاده بود ، حمزه را در پارچهاى كه بزرگتر بود كفن كردند و آن مرد انصارى را در پارچهء ديگر كفن كردند . محمد بن عبد الله انصارى از اشعث نقل مىكرد * از حسن پرسيدند : آيا شهيدان احد را غسل دادند ؟ گفت : آرى ، و رسول خدا فرمود : فرشتگان را ديدم كه حمزه را غسل مىدادند . وكيع و فضل بن دكين از شريك ، از حصين ، از ابو مالك نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) بر هر ده نفر از شهداى احد نماز گزارد و هر مرتبه بر حمزه هم نماز مىگزارد . محمد بن فضيل بن غزوان از يزيد بن ابو زياد ، از عبد اللَّه بن حارث نقل مىكند * رسول خدا ( ص ) نخست بر جسد حمزه نماز گزارد و نه تكبير گفت ، آن گاه جسد ديگرى آوردند كه بر او هفت تكبير گفت ، سپس ديگرى را آوردند كه بر او پنج تكبير گفت و بدين ترتيب بر همگان نماز گزارد و تكبيرها را طاق مىفرمود . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از عطاء بن سائب از شعبى ، از ابن مسعود نقل مىكند * پيامبر جسد حمزه را گذاشت و بر او نماز خواند . در اين هنگام جسد مردى از انصار را آوردند و نهادند و پيامبر بر او و حمزه نماز گزارد و جسد آن مرد انصارى را برداشتند و جسدى ديگر آوردند و بدين ترتيب پيامبر ( ص ) در آن روز هفتاد بار بر حمزه نماز گزارد . احمد بن عبد اللَّه بن يونس از ابو الاحوص ، از سعيد بن مسروق ، از ابو الضّحى نقل مىكند كه * در مورد اين گفتار الهى كه مىفرمايد : و مپنداريد آنان را كه در راه خدا كشته